تبليغاتX
شوخک (شوخی‌های‌وزن‌دار)
شوخک (شوخی‌های‌وزن‌دار)
قیمتی بخندیم نه به هر قیمتی بخندیم 
قالب وبلاگ
نارنجک ما زیر شما می افتد
کامبیز ترکید هما می افتد

گفتند پزشک ها سه شنبه حتما
یک شهر به حالت کما می افتد

 

چندی است که رسم شب فروزی داریم
الحق که چه سیستم بروزی داریم

ما جای چهارشنبه سوری هامان
چندیست چهارشنبه سوزی داریم!

 


موضوعات مرتبط: رباعی
[ شنبه 27 اسفند1390 ] [ 13:12 ] [ اینجانب (میلاد سلطانعلی پور) ] [ ]
 

از پشت درخت و خار و خس می آمد
با رنگ لبو، طعم ملس می آمد

چون آخر برج بود در جیب پدر
یارانه‌ی ما نفس نفس می آمد!

 


موضوعات مرتبط: رباعی
[ یکشنبه 21 اسفند1390 ] [ 20:0 ] [ اینجانب (میلاد سلطانعلی پور) ] [ ]
داره می خوره پسته
پیامک می فرسته

داره می خنده قاه قاه
با این تلفن همراه

توی منزل و بیرون
توی کوچه و میدون

توی دفتر و بنگاه
با این تلفن همراه

هر جا تو بری هست
معمولی و دربست

حتی کره ی ماه
این تلفن همراه

ما عادتمونه
بی قصد و بهونه

همین جوری بزنگاه
با تلفن همراه

هر جا که نشستیم
باید بفرستیم

یک پیام کوتاه
با تلفن همراه

باریکه مث مو
با هفت تا بلندگو

هم وزن پر کاه
این تلفن همراه

تو این دو سه هفته
من دلم گرفته

افتاده ته چاه
این تلفن همراه

من می رم به بازار
اما با دل زار

چون گرونه والله
این تلفن همراه

 


موضوعات مرتبط: غزل
[ چهارشنبه 12 بهمن1390 ] [ 21:21 ] [ اینجانب (میلاد سلطانعلی پور) ] [ ]

این هم در حاشیه جدایی نادر از سیمین که همان موقع ها گفتم. (همان موقع ها: منظورم موقع جدایی و در دادگاه نمی باشد منظورم سینما است و درست قبل از جشنواره ی گلدان و گلاب!) 

دلم در قصه افتاد و رها شد
چه ها از ابتدا تا انتها شد

نمی دانم چه سری داشت اما
چه زیبا نادر از سیمین جدا شد!

  


موضوعات مرتبط: دوبیتی
[ سه شنبه 4 بهمن1390 ] [ 0:18 ] [ اینجانب (میلاد سلطانعلی پور) ] [ ]
خیلی به هم دیگه نمی بالیم
پیوند ما شاید که محکم نیست

من تازه یک هفته اس که فهمیدم
خیلی تفاوت های ما کم نیست


ما بهتره از هم جدا باشیم
این که خودت هم واقفی خوبه

آره ببین اسم جدایی مون
باشه طلاق عاطفی خوبه؟


از اولش ما راهو کج رفتیم
اینه دلیل انحراف ما

وقتی فقط همسایه ها باشن
شورای حل اختلاف ما


فکر همه جاشو خودم کردم
واسه دوتامون وقتِ کافی بود

این زندگی خیلی تاسف داشت
این بچه از اول اضافی بود


موضوعات مرتبط: ترانه
[ شنبه 1 بهمن1390 ] [ 11:50 ] [ اینجانب (میلاد سلطانعلی پور) ] [ ]
خوردن زعفران موجب خنده می شود خریدن زعفران موجب گریه!

بری دیگه برنگردی! در حاشیه سفرهای استانی مادرزن عزیزم

شادی کنید اما نه اونجوری! (انجمن فرهنگ سازی در لفافه)

او خجالت می کشید شلوار من خیس شد. (در حاشیه تعارف چای)

این مسئله بین خودمان بماند. ولی بیشتر بین تو بماند!

خیابانی باید شناگر می شد. نفسش خیلی زیاد است.

هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش/ می کند فامیلی خود را عوض


موضوعات مرتبط: نثریات
[ دوشنبه 5 دی1390 ] [ 20:23 ] [ اینجانب (میلاد سلطانعلی پور) ] [ ]
چشم هایت کلانتری شده است
جای کلی اراذل و اوباش

تو که اغفال می کنی من را
لطفا از این به بعد آدم باش


زیر این دیگ را زیاد نکن
آب هستم ولی نمی جوشم

تو که اصرار می کنی بس کن
من لباس فشن نمی پوشم


تو از این چیزها که می بینم
قابلیت زیادتر داری

می توانی برای شیطان هم
دوره های فشرده بگذاری!


[ سه شنبه 22 آذر1390 ] [ 0:0 ] [ اینجانب (میلاد سلطانعلی پور) ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شوخک/ شعـرهای طنـز اینجـانب و
یه چیــزهای دیـگه...

بنده با حفظ سمت آماده دریافت هر گونه کپی برداری ممنوع می باشم!
با تشکر
امکانات وب